X
تبلیغات
یا مهدی ادرکنی
   
  یا مهدی ادرکنی
السلام علیک یا اهل بیت نبوه و معدن العلم و موضع رساله
آخرین مطالب
من عاشقم
سین سلام
گفتگو های تنهایی
گفتگو با خدا

تنبلی وبی حوصلگی
به کجا چنین شتابان
میلاد امام رضا
!!!!!!!!!!!!
جدايي از يار
راهی به جز تقدیر نیست
شب کنکور شب عیده!!!!!!!!!!
آری یاران او او را می شناسند(گل نرگس کجایی )
شناخت مهدی
فرج
آقا التماس دعا
عاشورا(این الطالب بدم المقتول بکربلا)
نینوا
رجعت
انتظار
آقا عید غدیر مبارک
عید قربان
عرفه
آقا تسلیت
حکومت مهدی
 
آرشیو مطالب
هفته سوم خرداد 1392
هفته اوّل خرداد 1392
هفته سوم اردیبهشت 1392
هفته دوم اردیبهشت 1392
هفته سوم بهمن 1391
هفته چهارم آذر 1391
هفته دوم مهر 1391
هفته دوم بهمن 1390
هفته دوم دی 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته چهارم بهمن 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته چهارم دی 1388
هفته دوم دی 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
 
پیوندهای روزانه
بانوی غمها
دعاها و اذکار الهی
یاعلی مدد
کشکول الیاس
وبگاه مجازی شهید باکری
وبلاگ حسن بابائی
به عشق دکتر... با رهبر...تا مهدی عج
عشق غایبانه
پایگاه وبلاگ نویسان طرفدار اسلام و ولایت
سایه روشن
درکلاس انتظار
حکایت های حکمت آمیز
بسم رب الشهدا و الصدیقین
شميم ياس
گدای فاطمه(س) غلام مهدی(عج)
انصارالمهدی
کلید ظهور
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
خونه آقام کجاست؟؟؟
مردمی نژاد
هیئت بیت الرقیه (س)
رسم انتظار
وبسایت فرهنگی مذهبی خاتم الانبیا ء
مهتاب سبز
اثیر
جنبش سبز علوي - پايان سبز اموي
منتظران خورشید
اشارات مبهم
مهدی(عج)
حضور سبز
ننگ به سبز مخملی
سرفراز باشی میهن من - ای فدایت جان و تن من
دلتنگ مهدی(عج)
خادم ملت,عاشق ولایت
مخزن المعارف و اللطائف
بزن بزن بین(احمدی نژادی ها و سبزها)
دوستی
منتظر قائم (عج)
نگار صبح
سکوت
محبان المهدی
اجناس شگفت انگیز و ارزان
امام مهدی (عج)
شهریار(نسل چهارم)
133
نسل امروز(فرزانه )
کانون منادیان ظهور
پايگاه اطلاع رساني نيمه شب
منتظران ظهور
ققنوس.محرمانه
آرشیو پیوندهای روزانه
 
پیوندها
مروارید
تسنیم انتظار
133
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
تالار گفتمان اختصاصی یاوران مهدی و مهدویت
پایگاه وبلاگ نویسان طرفدار اسلام و ولایت (وبسایت گروهی ما)
 
من عاشقم

کل ترم  کنارم بود وهیچ کاری نکردم حتی نمی تونستم بهش سلام کنم خدایا چیکار کنم حتما  با خودش فکر میکنه لابد چیزی نبوده از سرش افتاده اما من دیوونشم 

یادمه از روز اول که توکلاس مقدمات دیدمش عاشقش شدم  شخصیتش خیلی شبیه منه 

اوایل به خودم میگفتم از رو شکم سیری عاشق شدی 

یه دو سه هفته روزه گرفتم سعی کردم همون محمد شاد وشیطون ومومن باشم وچیزی به روی خودم نیارم 

ترم سوم که تموم شد تعطیلات که گذشت فهمیدم که نه راستی راستی عاشقش شدم ترم 3به جایی که به کار اون رای بدم به کار خودم رای میدادم در حالی که کار فرزانه بهتر ازمن بود 

بهخودم اومدم دیدم تک تک رفتار وسکناتش تو ذهنم مونده در قبال هیچ کسی این جوری نیستم حتی درمقابل خانوادم به خدا گفتم خدایا راهنماییم کن 2.3 ساعت باخدا حرف زدم  بهش گفتم اگه مادوتا تیکه ی همیم یه بارونی چیزی روی کله ی پوک ماببارون بارون گرفت عاشق تر شدم هیچ ابری توآسمون نبود رفتم استخاره کردم حاج آقا تا قرآنو واز کرد گفت خیلی خیلی خوبه 

12اسفند بود از اون به بعد سعی کردم بهش بفهمونم عاشقشم شاید به خاطر این بود که نمیخاستم از دستش بدم کل عید تو خودم بودم مامانم اینا فهمیده بودن بابام میگفت بعد عید مروارید بیاد باهاش صحبت کنه 

عید که تموم شد دو سه روز اولو با چادر میومد هفته  یاول توهم زده بودم که دست چپش حلقه دیدم انقدر اعصابم داغون بود با خدا دعوام شده بود اینایی که میگم کلی پشتش احساس خوابده ها الکی نیس اون شب نذر کردم اگه دستش نباشه 215تومن پولی رو که مستاجر جدیده ریخته بود به حسابو بندازم صدقه سه شنبه تا یکشنبه خواب وخوراک نداشتم یکشنبه انقر گریه کرده بودم چشام تار بود وقتی اومد تو کلاس چشمم تار بود چی بود فک کردم حلقه دستشه سرمو گذاشتم رومیز شروع کردم به گریه زاری اسمشو از رو شاسیم داشتم خط میزدم که علیاومد گفتش چیزی دستشه گفتم آره گفت پس کو انگار آبسرد روم ریختن آروم شدم زدم زیر گریه گفتم خدا با ماهم ...

بعد عید روزایی که باهاش کلاس داشتم سعی میکردم خوش تیپ بیام  تاشاید بفهمه عاشقش شدم 

بابام پیگیر بود که خواهرم بیاد باهاش صحبت کنه فک میکردم خواستگار داشته عید 

خیلی بهم سخت میگذشت همه ی حرفاشو تو ذهنمه شاید فال گوش وای میستادم از شوهر دختر خالش علیرضا از خواهر زادش که 2بهمن به دنیا اومده هر اتفاقی رو که فکر کنی تو ذهنم هست به خودم میگفتم 

اگه ریم خاستگار یمیگن نه میگن کم سنو ساله گفتم صبر میکنم گفتم یه جوری بهش میفهمونم که عاشقشم 

دوس نداشتم بقیه راجع به من فکر اضافی کنن 

من آدم باحیایی ام روم نمیشه روک راست برگردم بهش بگم دست دارم لا اقل یه مقدمه ای از همون ترم سوم نگام رو ازش میدزدیدم نمیتونستم مثه بقیه دخترا بهش نگاه کنم اون خیلی مثه من بود از اون جایی ام کهمن آدم خیلی خودپسندیم خیلی دوسش داشتم 

تو اردی بهشت بود خسته شده بودم از اینکه نمیتونم بهش بفهمونم که عاشقشم اذون ظهر هزار رازو نیاز که خدا من که قصد دارم صبر کنم تو یه کاری بکن بفهمه 

رفتیم سر کلاس طبق معمول رو میز نوشته بودم دیوانه ی ویرانه ی فرزانه ام  

جامو با احسان عوض کردم رفتم جلو برگشت بلند بلند از روش خوند هی میگفت فرزانه هی میگفت فرزانه 

نمیخاستم این جوری بفهمه احسان نمیدونس کیه فرزانه سرکلاس بود علی برگشت گفت چاره ی کار حاجی فقط ازدواجه نمیدونم چرا ولی انقدر ها هم از این اتفاق ناراحت نشدم

ولی میخاستم احسان وبگیرم یه کتک مفصل بزنم اونم من که آزارم به یه مورچه ام نمیرسه 

فکر میکنم یه چیزایی فهمید چون خیلی جو کلاس ساکت شد مرسلی وشریفی به فرزانه نگاه میکردن 

فرزانه انگار نه انگار که اتفاقی افتاده سرشو انداخت پایین بدون اون دوتا رفت بیرون این کارو هیچ وقت نمیکرد 

همیشه باهم میرفتن از اون به بعد دیگه سلام علیک درست حسابی هم نکردیم حالم خرابه دارم گریه میکنم 

این درست که میگن عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد اما من خودم باید بعدش یه حرکتی میزدم تا فک نکنه یه چیزی بوده تموم شده رفته شاید قبل از این قضیه هم فهمیده باشه اما چه فایده اینا همش حدس وگمانه چه وضعیتی دارم خدایا این شبا شبای آخر ماه رجب تو این ماه سعی کردم نمازمو اول بخونم عاشقت باشم یه پله بالاتر عشقم نسبت به فرزانه اما توهم هوای بنده هاتو داشته باش تو منزهی از این که یه بندتو امیدوار کنی وبعدسشنا امیدش کنی سعی میکنم از اتفاقایی که واسم افتاده بنویسم از گم شدن ماژیکام به خاطر حواس پرتی هایی که ایشون برای بنده به وجو آوردن تا....

دارم زیر لب این ترانه رو تک وتنها زمزمه میکنم 

حس خیلی بدیه 

جز تو کی میتونه عزیزه من باشه 

کی میتونه فرزانه ی من باشه 

  کی میتونه  توقلب من جا شه 

مگه میشه مثل تو پیدا شه

همه چیزم وای عزیزم 

 جزمن کی واسه دیدن تو حریصه

 اسمتو رو قلبش مینویسه  

گونه هاش از ندیدنت خیسه 

تونباشی بی قرارم 

بد میبینم بدمیارم 

بی تو من حس ندارم  

 سربه زیرم 

گوشه گیرم 

عشق من فرزانه ی من 

محمد رضا غفوری | 12:22 - شنبه هجدهم خرداد 1392
+
 
سین سلام
من نمی دانم چرا...

                دل به او دادم ولی ...

خوب می دانم که او لایق دلدادگی است...

          گرچه او بی اعتنا وبی خیال 

                                      سوی من آید زدور

                                                         باز هم دست ودلم می لرزد ...

    باز هم دیدن اوبه همه دلهره اش می ارزد!


فرصتی نیست دگراو به من نزدیک است...

                          که تپش های دل من دوبرابر شده است.

ونفس های پر ازحسرت من در گلو حبس...

                          باز هم بخت بد او سر به زیر آمده است!

نکند سوی من او هیچ نظر!

                           باز هم سین سلام در گلو می ماند...


                                              بازهم هیچ نمی باید گفت.

                                   

                              

محمد رضا غفوری | 10:22 - سه شنبه هفتم خرداد 1392
+
 
گفتگو های تنهایی
بعضی وقتا احساس میکنم باید حرف هایی رو که نمیتونم بهش بگمو یه جایی بنویسم تاحالا شاید اگه روزی رسید کهمتوجه این عشق شد این نوشته ها رو بخونه یادفترچه ی خاطراتمو نشونش دادم نمیدونم این فکر مدام من به فرزانه نمی دونم آره عاشقم اما تا وقتی که چیزی نمیدونه وتا وقتی که به خودم فرصت بزرگ شدنو دادمچقدر باید اذیت بشم چقدر باید خودخوری کنم چقدر باید احساسم رو سرکوب کنم خدا مگه نه اینه که میگن دلای عاشق به تونزدیکترن مگه نه اینه که توعاشقا رو دوس داری خدایا حتی اگه قبلا سلام به هم میکردیم دیگه الان سلامم نمیکنیم خدایا من دوسش دارم نمیدونم میگی به درد هم دیگه خیلی میخوریم (استخاره خیلی خوب بود)پس چرا میگی صبر کن خوب احساس میکنم از دست میدمش .خدایا ما دوتارو برای هم خوب کن گفتی صبر کن با توکل باشه چشم صبر میکنم ولی ما بنده هاتو دریاب که جز تو ربی نداریم یاراحم العبرات ارحم لنا بحق عبراتی 
محمد رضا غفوری | 14:11 - یکشنبه پنجم خرداد 1392
+
 
گفتگو با خدا
ازچی بگم از عشقو عاشقی از تجربه برای پخته شدن عشق از چی ازاینکه استخاره کردم وخیلی خوب اومداما باید صبر کنم تا عشقم تثبیت بشه همه میگن صبر کن تا عشقت پخته شه اما نهایت صبری که بکنم تا دوترم دیگس بعدش خواهرمو میفرستم بیاد باهاش صحبت کنه خدایا میدونی که عاشقشم این عشق به حدی در من اثر کرده که هرکار اشتباهی رو که تا قبل از این روش تاکید داشتم دیگه نمیکنم خدایا منو بهش برسون خدایا موانع ازدواج ما رو از سر را بردار مادوتارو عاشق هم کن واز یارای امام زمان قرار بده توکلم به تو یاراحم العبرات برقطرات اشکم رحم کن 

                 دیوانه ی ویرانه ی فرزانه ام

محمد رضا غفوری | 15:27 - یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392
+
 
مینویسم از کجا از چه خدا میداند بیهوده مینویسم گاهی اوقات دلم میگیره از اینکه کسی نیس تا باهاش دردو دل کنم برا همینه دردو دلامو به آقام میگمآقا دعام کن همیشه اولین حرفی که بهشمامیگم بعدسلام التماس دعاس بعضیا میگن ماانقدر وسیله ها رو برای خودمون بزرگ کردیم که ارزشی که برای آقا قائلیم برای خدا قائل نیستیم نمیدونم شاید درست میگن ولی ماکه دعا میکنیم خدا زیاد مارو تحویل نمیگیره ما که عاشق خداییم یعنی یشه خدا هم عاشق ماباشه یعنی میشه مااز خدا راضی باشیم وخدا هم از ما راضی باشه اشتباه نکن اون چیزی که توذهنت هستو بیار رو کاغذ این به قول خودت الکی نوشتن وبزار کنار من عاشق شدم جرمه اگه جرمه بگو جرمه اگه نه دعام کن همین دعا کردن دعا 

                                دعا

دعای شما تاثیر داره اما واس ما شاید تاثیر داشته باشه نمیدونم من دارماز نوشتن فرار میکنم

دیوانه ام دیوانه ی ویرانه ی فرزانه ام

                                         فرزانه ام


محمد رضا غفوری | 14:55 - یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392
+
 
تنبلی وبی حوصلگی
گرم شده است روزهایمان به گرمی گذراندن های بیجا زمانمان دیگر دارد به سرمیاید دیگر ایام جوانی را در جبهه ای نمانده است که سر نکنیم روزی با بازی رایانه ای خود رامشغول میکنیم روزی با برنامه های شبکه ی تماشا روزی با خوابیدن تا لنگ ظهر دیگر حوصله نداریم از خواب بلند شویم  اینها همه  بخشی از کارهایی است که در روز برای گذران وقت انجام میدهیم نه کاری نه حرفه ای فقط منتظر مانده ایم کسی این روزها برسد لقمه یجویده شده را برایمان هضم کند نه این فردی که در خیال ماست تاما به دنبال این آسودگی ها هستیم نمی آید او منتظر میماند تا ببیند آیا دست به کار میشوی یا میخواهی به همین منوال ادامه دهی زندگی طاقت فرسای بی هدف را گروهی میگویند زن میخایم چی کار بار اضافیه از آن سو گروهی میپندارند که شوهر مانع پیشرفت است دراین اثنا گروهی کمال طلبی در زیبایی را پیشه ی زیبایی ظاهری خود کرده و وضع کنونی زنان  بد حجاب را رقم میزنند وگروهی فریب سرخاب سفیداب این ملائک دون پایه ی زیبایی رامیخورند اوج روابط هنگامی رخ میدهد که فرد احساس میکند بدون کشیدن باری میتواند از بودن در کنار این افراد لذت ببرد گویی مسخ شیطان شده است و هرگز به یاد خدا نمی افتد این اتفاقاتی است که در جامعه ی امروزی ما بسیار اتفاق می افتد آخر کسی نیست که این جوان را درک کند واورا ازمنکر نهی.

این جوان نمیداند اگر ازدواج کند نیروی محرکه ای در وجودش اورا به کار وخلاقیت وادار میکند و جامعهی امروز را هرچه بیشتر به کمال مادی (رتبه بندی جهان سومی حاصل از زیاده طلبی ها وغرق بودن در شهوات اعصار گذشته)ومعنوی میرساند آری این جوان اگر به فرموده ی معصوم ایمان داشته باشد هرگز به تنبلی وبی حوصلگی رو نمی آورد .

جامعه ی ایران در جند سال اخیر طعم تلخ عدم امر به معروف را چشیده است کاری نکنیم که در عصر ظهور زنانی حریر پوش فرو رفته در صندلی نرم بر قوه ی ابتکار ما غالب شوند

محمد رضا غفوری | 10:1 - دوشنبه شانزدهم بهمن 1391
+
 
به کجا چنین شتابان
روزگاریست که میگویند آقا می آید گفته اند حمام خون سفیانی را در شام (دمشق)دیده ایم غارت مردمان کوفه را شنیده ا یم  هرج ومرج عرب را حس کرده ایم مانده است طلوع و غروب شمس که شنیده ایم اما ندیده ایم  اگر آمد که آمد اگر نه دروغی بیش نبوده است اینها همه جاهلیتهای زمانه ی ماست پس کجا میشود ((کذب الوقاتون )) کجا میشود آن همه نامه که به مولا روانه داشتیم  آیا با کذب دروغگویان اندیشه های من وتو بسان مردم ساده لوح کوفه دچار دگرگونی میشود آیا من وتو با اماممانیم یا بر اماممان خدایا یایریمان کن که در این آزمایش مانند کوفیان فریفته با مال با دروغ سفیانی فریفته نشویم او می آید ولی خداوند صبور تر از این حرفهاست خداوند مارا با حکمت وصبر خود آزمایش میکند واین سنت الهیست کاش میشد او با ما به سنت آزمایش رفتار نکند واورا برساند اما مهدی با ماست وتا هنگامی که تلاشی جهانی برای ظهورش صورت نگیرد نمی آید  اومیآید اما مردمی بهتر از ما میخواهد پس توبه کنیم تا ظهورش راببینیم خدایا مارا از یارانش قرار ده چه میدانی  وقتی سرت رابالا میگیری  وگناه میکنی چگونه دلش را میشکنی چه میدانی وقتی انتظار فرج خود را میکشی چگونه به دیدار خدا میروی چه میدانی وقتی مولایمان به مستمندان کمک میکندو تو؟ چه میدانی وقتی ظالم هست ومظلوم هنوز یاری ندارد ؟شاید او بهتر ازما ما را آگاه کند آر یاومارا میشناسد به توهمات سوری وسنتی ما اطلاع دارد او ما را یاری میکند ولی گاهی اوقات مانمی خواهیم هدایت شویم محرم آمد ورفت کدامین یاری مومن تر از قبل شد کدامین یاری آماده تر برای ظهور شد آری زیاد شعار میدهیم ما مردمانی هستیم که یک وظیفه ی امر به معروف رانمیتوانیم انجام دهیم پس چگونه میخواهیم ظهور کند این مردم به جایی خواهند رسید که دیگر اعتقادی برای بودنش ندارند اعتقادشان میشود مثل اعتقاد مکاتب اسماعیلیه و... آری اینان دیگر مهدی را خرافه میپندارند همانگونه که جن وملاءکه دیگر برایشان خرافه است این مردم خود را دانای کل میدانند ومن نیز دیگر چیزی نمانده به کفر مومن در روز وایمانش در شب ظهور نزدیک است بافتنه هایش ما ایرانیان حس نژاد پرستی  قویی داریم خود را امت ناجیه میدانیم غافل از اینکه این امت دارد از داخل فاسد میشود غافل ازانکه کوفیان نیز قبل از کربلا از بهترین خلق بودند نزد علی (ع) ]ری اومیاید ولی مابه کجا میرویم

به کجا چنین شتابان  


اللهم عجل لولیک الفرج والعافیت والنصر والجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

خداوندا شعور مهدوی به ما عنایت فرما تادر ظهورش ازیاران باشیم نه دشمنان

محمد رضا غفوری | 14:23 - یکشنبه بیست و ششم آذر 1391
+
 
میلاد امام رضا

السلام علیک یا امام الرئوف

میلاد آقا امام رضا رو به همه ی شیعیان جهان تبریک میگم

قربون کبوترای حرمت امام رضا        قربون اون همه لطف وکرمت امام رضا

...

محمد رضا غفوری | 10:56 - شنبه هشتم مهر 1391
+
 
!!!!!!!!!!!!
 

در عجب ام از مردمی که خود
زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند
و بر حسینی میگریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد
علی شریعتی

محمد رضا غفوری | 12:9 - پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390
+
 
جدايي از يار
آن دم كه از يار جدا گشته بودم ندانتسم كه او بوده و من نبوده ام 
او پيوسته دعايم كرده و من در حين گناه نيز به ياد او نبوده ام
پس حال بايد اين گونه بنگرم كه من از ديدار او غايبم يا او از نظرمن
من از فهرست ياران او غايبم يا او ازنظر به من
من آنگونه در  ناز وتنعم فرو رفته ام كه ازياد او غايبم  يا او از نظر به من
يارا بازگرد و  مرا اين غلام بي عفت را درياب كه من گناه كارو تو شفيع مني
من سياهروي تو آبروي مني
من ستم گر به خود و تو دادخواه مني
يارا بازگرد كه بيش از اين در ورطه ي گناه فرو نرويم
كذب الوقاتون
اماچرا آن دم كه نياز خود را بيشتر به تو درك ميكنم اين قدر از من دوري
كذب الوقاتون
وآن دم كه در حين گناه حتي لحظه اي به ياد تو نيستم
مرا چنان فرزندي كه در آغوش پدر آرميده و پدر در گوشش اذان ايمان ميگويد
وبرايم دعاي هدايت مي كني
واين قدر به من نزديكي
پس شايسته است به تو نزديك باشم حال آنكه از تو دور افتاده ام
وهمچنان دعاي فرجت را سر دهم
واز يار متعال همواره بخواهم  كه همواره به ياد تو باشم
وهمواره يار تو باشم
به زمين بچسبم و در كار تو باشم
اللهم عجل لوليك الفرج
وجعلنا من خير اعوانه وانصاره
والمستشهدين بين يديه

محمد رضا غفوری | 12:15 - سه شنبه سیزدهم دی 1390
+
 
منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

توی این دنیای شلوغ
که همه ی آدم ها سرشون زیر لاک خودشو نه
من آروم سرم رو بیرون آوردم
و دیدم آسمان آبی رو خورشید تابون رو
دنیای خیلی قشنکیه
اما یه مشکل داره اون هم ابر روی خورشید ماست
حالا بیاین همه باهم دعا کنیم
ابره زودی بره کنار














یک دعای زیباbeautiful prayer

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد
خدا فرمود : خودت باید آن ها را ترک کنی
I asked god to take away my habit
God said no it is not for me to take a way , but for you to give it up
از او در خواست کردم دوست معلولم را شفا دهد
فرمود :لازم نیست روحش سالم است جسم هم که موقت است
I asked god to make my handicapped friend whole
God said no, his spirit is whole , his body is only temporary.
از او خواستم لا اقلبه من صبر عطا کند
فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است عطا کردنی نیست آموختنی است
I asked god to grant me patience.
God said no, patience is a byproduct of tribulation .it is not granted ,it is learned.
گفتم مرا خوشبخت کن
فرمود نعمت از من خوشبخت شدن از تو
I asked god to give me happiness.
God said no , I give you blessings ; happiness is up to you.
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند
فرمود : رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک ترت می کند .
I asked god to spare me pain .
God said ,no suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me.
از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم.
فرمود :برای این کار من به تو زندگی داده ام .
I asked god for all things that I might enjoy life.
God said no, I will give you life , so that you may enjoy all things.
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست بدارم .
خدا فرمود : آها بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد !
I asked god to help me love others , as much as he loves me.
God said: Ahah finally you have the idea.












منتظر
يكى از القاب حضرت مهدى‏عليه السلام «منتظَر» است؛ كه در روايات فراوانى به آن اشاره شده است. حضرت مهدى‏عليه السلام هر چند خود همانند ديگر انسان‏ها، منتظر است كه روزى فرا رسد و اراده خداوند متعال به برپايى حاكميت جهانى عدل و قسط تعلق گيرد؛ اما تنها كسى است كه انتظار ظهورش كشيده مى‏شود؛ از آن رو «منتظَر» نيز ناميده شده است.
از امام جوادعليه السلام سؤال شد: اى فرزند رسول خدا! [مهدى‏]، به چه دليلى منتَظَر ناميده شده است؟ فرمود: «لِاَنَّ لَهُ غَيبَةً يَكْثُرُ اَيّامُها وَيَطُولُ اَمَدُها فَيَنتَظِرُ خُرُوجَهُ المُخلِصُونَ وَيُنكِرُهُ المُرْتابُونَ...»(925)؛ «به اين علت كه براى حضرت مهدى‏عليه السلام غيبتى است كه روزهايش زياد مى‏شود، و مدتش بسيار طول مى‏كشد، پس مخلصان انتظار ظهورش را مى‏كشند و شكاكان او را منكر خواهند شد...».
زرارة بن اعين نيز مى‏گويد: از امام صادق‏عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود: «اِنَّ لِلْقائِمِ غَيْبَةً قَبْلَ اَنْ يَقُومَ، قُلتُ لَهُ: وَلِمَ؟ قالَ يَخافُ - و اَوْمأَ بِيَدِهِ اِلى بَطْنِهِ - ثُمّ قالَ: يا زُرارَةُ وَهُوَ المُنتَظَرُ الَّذي‏ يَشُكُّ النَّاسُ فِي وِلادَتِهِ...»(926)؛ «به درستى كه براى قائم پيش از آنكه قيام كند غيبتى است، عرض كردم: قربانت شوم! براى چه؟ فرمود: مى‏ترسد - و به شكم و گردن خود اشاره كرد - سپس فرمود: او است منتظرى كه مردم در تولدش شك كنند...».










منتظر
درفرهنگ مهدويّت «منتظِر»به‏انسانى گفته مى‏شود كه با تمام وجود، در انتظار آمدن آخرين حجّت الهى به سر مى‏برد.
در روايات معصومين‏عليهم السلام به منتظر از دو بعد توجه شده است: ابتدا وظايف او مورد توجه قرار گرفته آن گاه در برخى روايات، به فضايل و برترى‏هاى او اشاره شده است.

پاره‏اى از وظايف منتظران:
1 . صبر بر سختى‏ها
امام حسين بن على‏عليه السلام فرمود: «اَما اِنَّ الصَّابِرَ فِي غَيبَتِهِ عَلَى الاَذى‏ وَالتَّكْذِيبِ بِمَنزِلَةِ المُجاهِدِ بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَىْ رَسُولِ اللَّهِ‏صلى الله عليه وآله»؛ «... اما صبر كننده بر اذيّت و تكذيب در غيبت او، بسان مجاهدى است كه با شمشير در ركاب پيامبر اكرم با دشمنان مبارزه كند».(908)

2 . دست‏گيرى از ضعفا و فقيران‏
امام باقرعليه السلام فرمود: «لِيُعِنْ قَويُكُم ضَعيفَكُم وَلْيَعْطِفْ غَنِيُّكُمْ عَلى فَقيرِكُمْ وَلْيَنْصَحْ اَلرَّجُلُ اَخاهُ النَّصيحَةَ لِنَفْسِهِ وَاُكْتُمُوا اَسْرارَنا... وَاِذا كُنتُم كَما اَوْصَيْناكُمْ لَمْ تَعْدُوا اِلى غَيْرِهِ فَماتَ مِنكُم قَبْلَ اَنْ يَخْرُجَ قائِمُنا كانَ شَهيداً...»(909)؛ «هر آينه كمك نمايد قوى شما ضعيفتان را و عطوفت نمايد ثروتمندتان بر فقيرتان و خيرخواهى نمايد فرد براى برادر دينى خود... پس اگر شخص در اين حال از دنيا رفت قبل از آنكه قائم ظهور نمايد، شهيد از دنيا رفته است».

3 . پايدارى بر حبّ اهل بيت‏عليهم السلام‏
پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: «... وَلَيَكُونَنَّ في آخِرِ الزَّمانِ قَومٌ يَتَوَّلَوْنَكَ يا عَلىُّ يَشْنَأُهُمْ اَلنَّاسُ وَلَوْ اَحَبَّهُمْ كانَ خَيْراً لَهُمْ لَوْ كانُوا يَعلَمُون يُؤثِرُونَكَ وَ وُلْدَكَ عَلَى الآباءِ وَالاُمَّهاتِ وَالاِخْوَةِ وَالاَخَواتِ وَعَلى‏ عَشائِرِهِم وَالقُرُباتِ صَلواتُ اللّهِ عَلَيهِمْ اَفْضَلَ الصَّلَواتِ اُولئِكَ يُحْشَرُونَ تَحتَ لِواءِ الحَمدِ يُتَجاوَزُ عَن سَيِّئاتِهِمْ وَيُرْفَعُ دَرَجاتُهُمْ جَزاءً بِما كانُوا يَعمَلُون»(910)؛ «اى على! هر آينه در آخِرُالزّمان گروهى خواهند بود كه به جرم دوست داشتن تو، مورد سرزنش مردمان قرار مى‏گيرند... تو را و فرزندان تو را بر پدران،مادران، برادران وخواهران خودترجيح مى‏دهند و بر عشيره و نزديكان خود. پس بهترين صلوات‏هاى خداوند بر آنها باد! آنان فرداى قيامت، زير لواى حمد محشور خواهند شد».

4 . دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان حضرت مهدى‏عليه السلام‏
امام باقرعليه السلام از رسول خداصلى الله عليه وآله روايت كند كه فرمود: «طُوبى لِمَنْ اَدْرَكَ قائِمَ اَهْلِ بَيتي وَهُوَ يأتَمُّ بِهِ في غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيامِهِ وَيَتَوَلّى‏ اَوْلِياءَهُ وَيُعادِى اَعْداءَهُ، ذلِكَ مِنْ رُفَقايي وَ ذَوِي مَوَدَّتي وَاَكْرَمُ اُمَّتي عَلَىَ‏يَوْمَ‏القِيامَةِ»؛ «خوشا بر احوال كسى‏كه قائم‏اهل‏بيت مرا درك‏كرده و در غيبت و پيش از قيامش پيرو او باشد، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد، چنين كسى در روز قيامت از رفقا و دوستان من و گرامى‏ترين امت من خواهد بود».(911)

5 . دعا براى فرج حضرت مهدى‏عليه السلام‏
خود آن حضرت در بخشى از توقيع شريف فرمود: «وَاَكثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَجِ»(912)؛ «وبراى تعجيل‏فرج‏بسياردعاكنيد».
6 . پرهيزگارى و تقواى الهى‏
امام صادق‏عليه السلام فرمود: «همانا براى صاحب‏الامر غيبتى‏هست، پس بنده تقواى الهى پيشه نمايد و به دين او چنگ زند».(913)

7 . پيروى از دستورات ائمه‏عليهم السلام‏
امام صادق‏عليه السلام در جواب كسى كه گفت: شنيده‏ايم كه صاحب الامر غايب خواهد شد پس چه كنيم؟ فرمود: «چنگ بزنيد به آنچه [از ائمه قبل‏] در دستتان است تا اينكه امر بر شما آشكار گردد».(914)

8 . انتظار شبانه روزى‏
امام صادق‏عليه السلام فرمود: «... وَانتَظِرِ الفَرَجَ صَباحاً وَمَساءً»؛ «و صبح و شام منتظر فرج باش».(915)
9 . شناخت امام‏عليه السلام‏
امام صادق‏عليه السلام فرمود: «اى فضيل! امام خود را بشناس كه اگر امام خود را شناختى، دير و زود اين امر آسيبى به تو نخواهد رسيد...».(916)

10 . خواندن دعا
از امام صادق‏عليه السلام منقول است كه اين دعا در دوران غيبت خوانده شود: «اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني‏ نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِفْ نَبيَّكَ اَللّهُمَ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفني رَسُولَكَ لَمْ اَعرِف حُجَّتَكَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنى‏ حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى‏ حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى».(917) البته اين دعا به گونه‏اى ديگر نيز روايت شده است.(918)

 
سایر امکانات
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.ShiaTheme.com

Aleo Flash Intro Banner Maker