چشم در راه خورشید موعود
السلام علیک یا اهل بیت نبوه و معدن العلم و موضع رساله
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین و علی اخاک الحسین و علی اصحاب الحسین

 

[ چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 ] [ 11:21 ] [ محمدرضا ]
آقا جان مضطر شده ام اگر دعایم نکنید .....

کوتاهی کرده ام می دانم اما من....برای گدا دعا کنید

آقا جان اظهار ارادت میکنم اما هیچ نمی دانم

به این نادان که در نادان شهر خود بزرگ شده رحمی کنید برایش دعایی کنید

آقا ببخشید آقا راهنمایی ام کنید

[ دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 ] [ 6:18 ] [ محمدرضا ]
روزگاریست حالم خوش نیست نه قلب سلیم دارم نه گناهان کبیره

این دو از کتب شهید دستغیب است اما من هیچ کدام را ندارم

دلم از رخداد عطش شکسته است عطش دلم را امتحانی کرد که حسین از این امتحان سربلند بیرون آمد با فداکردن خون هایی که همیشه ی تاریخ جاودانند اما نمی دانم دلم روحم جانم رنگ تعلق گرفته است یا خون هر چه هست درحسرتم او مرا امتحانی کرد که بدون راهنما از پسش بر نمی آمدم عبادتم عبادت تجار بود  اما تاجری که نمی داند چه می خواهد تاجری که به وقت امتحان سجده به معبودش را فراموش می کند تاجری که از عبادت های طاقت فرسا تنها لقلقه ی زبان را آموخته وآنقدر به ظاهر دلبسته است که فراموش کرده است با بعضی لقلقه ها مانند کلاغی که خم وراست می شود دل مولایش را می شکند آقا جان برای سلامتی تان عاشورا شبی صدقه ای دادم که دل شما نشکند اما انگار خود دل شما را شکانده ام اربابم گویی از اسلام تنها مجسمه ای شرک آلود در ذهنم ساخته ام که هرچه پیش می رود دل سنگم  سنگ تر می شود او امتحانی کرد که نمی دانم سربلند از آن بیرون آمده ام یا نه اما این را می دانم که یکی از شما معصومین گفته اید ناتوان ترین مردم  آن است که نتواند دوستی برای خود برگزیند وناتوان تر از او آن است که نتواند دوست خود را نگه دارد حال منی که بهترین مصاحب وهمنشین را داشتم او که رفیق کسی است که رفیقی ندارد وقتی رفیقم خواست امتحانم کند ببیند تا کجا پای رفاقتم با او هستم من پا پس کشیدم به امام رضا پناهنده شدم اکنون پریشان وپشیمان آمده ام ای رفیقی که نیاز با رفاقت با کسی را نداری و همه محتاجند که با تو رفیق شوند به حق خضرت علی اصغر به این رفیق نیمه راه که معرفت نداشته محبت نداشته اطاعت نداشته نگاهی کن

آقا تسلیت

[ یکشنبه هجدهم آبان 1393 ] [ 8:41 ] [ محمدرضا ]
دور بال کفترا رو خط بکش همشون اسیر تقدیرت شدن

اومدن بلکه هواییشون کنی

آخه می دونن زمین گیرت شدن

تو کدوم حقیقتی که هر دلی حستو ندیده باور میکنه

لحظه ای تصور خیال تو حال عاشقاتو بهتر میکنه

از خودم از این کویر لب به لب رو به دریای تو هجرت میکنم

اگه این تعبیرت از غریبیه من به غربتت حسادت میکنم

بین تردیدزمین وآسمون گم شدم بلکه منو پیدا کنی

بلکه پای ماروکه پابندتیم رو به آسمون هشتم وا کنی

وقتی اسمتو میارم زیر لب بی هوا حس عبادت میکنم

شب به شب می شینم وکنار تو با تو خورشیدو زیارت میکنم

بین تردیدزمین وآسمون گم شدم بلکه منو پیدا کنی

بلکه پای ماروکه پابندتیم رو به آسمون هشتم وا کنی

http://radio.aqr.ir/Portal/File/ShowFile.aspx?ID=75a168f3-e0de-45e9-967b-227b6161248b

 

[ شنبه سوم آبان 1393 ] [ 8:19 ] [ محمدرضا ]
غم تو چشمام برا آقام دلم پر از خونه   آقا نیا آقا آقا نیا آقا

عطش رو لبهام شده شبهام شام غریبونه آقا نیا آقا آقا نیا آقا

دلگیرم برا حرم تو میگیرم عزای غم تو برا قد وبالا ی صاحب علم تو

کوفه همون کوفه نیست کوفه دیگه بی حیاست کوفه عوض شده ولی کوچه همون کوچه هاست

غم تو چشمام برا آقام دلم پر از خونه   آقا نیا آقا آقا نیا آقا

عطش رو لبهام شده شبهام شام غریبونه آقا نیا آقا آقا نیا آقا

تیغاشون برای سرتو  سنگاشون برا خواهر تو تیراشون برای گلوی 

نامه نوشتن همه کوفه برا دعوت آقا نیا آفا نامه نوشتن همه کوفه برا دعوت آقا نیا آفا  

درا رو بستن تو دلاشون شکسته بیعت آقا نیا آقا سنگا روی خونه ها تشنه ی خون خنجرا

 

[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ 17:26 ] [ محمدرضا ]
کفتر جلد حرم روبه روی حرمت سجده کنان می رقصد آب دادی بابا نان دادی بابا آری پدرم جان دادی آقا 

به فدای خم ابروت که این حر پریشان را جا دادی آقا به فدای لبان تشنه ی ثارالله به فدای لبان تشنه ی ثارالله

به برت به مادرت دادم قسم ای رب من کردی قبولم شکر اینک گویم مدح تو که تو بودی که بخواندی به هنگام تولد

نه چو عیسی که عیسی چه بداند که خدا کیست تو بودی تو خواندی به هنگاه تولد سوره ی مومنون که مومن یعنی تو و اهل تو و شیعه ی تو گر نه سنگم که نیم تو بخشم مولا بر درت به عجز آه آمده ام در برت هیچ کسی نیست که توانا باشددر برت با نام رضا آمده ام السلام علیک یا اهل بیت النبوه و معدن العلم وموضع الرساله 

ماه ذیحجه ماه مهر بود باز آمد بوی ماه مهر ماه مدرسه که به جز زانوی تعلم در بر توکران امام علی واهل بیت نبوت هیچ کسی شایستگی ربوبیت وتربیت بندگان را ندارد ماه ذیحجه ماه امام علی بود به خداوند علی اعلی قسم در این ماه هرکه ولایتش را کسب کرد سعادت مند دنیا و آخرت استاذن دخول می طلبم مولا برای ورود به محرم در این ماه نیم دینم کامل شد امید که نوکری بلد شویم و با هم در راه نوکری  قدم برداریم

عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد

السلام علیکم یا بقیه الله روحی لک الفدا

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ 7:28 ] [ محمدرضا ]
السلام علیک یا امیرالمومنین علی بن ابی طالب السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و معدن العلم وموضع الرساله

باز باران،
با ترانه،
با گهر های فراوان
می خورد بر بام خانه.

من به پشت شیشه تنها
ایستاده
در گذرها،
رودها راه اوفتاده.

شاد و خرم
یک دو سه گنجشک پر گو،
باز هر دم
می پرند، این سو و آن سو

می خورد بر شیشه و در
مشت و سیلی،
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی.

یادم آرد روز باران:
گردش یک روز دیرین؛
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان.

کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک

از پرنده،
از خزنده،
از چرنده،
بود جنگل گرم و زنده.

آسمان آبی، چو دریا
یک دو ابر، اینجا و آنجا
چون دل من،
روز روشن.

بوی جنگل،
تازه و تر
همچو می مستی دهنده.
بر درختان میزدی پر،
هر کجا زیبا پرنده.

برکه ها آرام و آبی؛
برگ و گل هر جا نمایان،
چتر نیلوفر درخشان؛
آفتابی.

سنگ ها از آب جسته،
از خزه پوشیده تن را؛
بس وزغ آنجا نشسته،
دم به دم در شور و غوغا.

رودخانه،
با دو صد زیبا ترانه؛
زیر پاهای درختان
چرخ میزد، چرخ میزد، همچو مستان.

چشمه ها چون شیشه های آفتابی،
نرم و خوش در جوش و لرزه؛
توی آنها سنگ ریزه،
سرخ و سبز و زرد و آبی.

با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو،
می پریدم از لب جو،
دور میگشتم ز خانه.

می کشانیدم به پایین،
شاخه های بید مشکی
دست من می گشت رنگین،
از تمشک سرخ و مشکی.

می شندیم از پرنده،
داستانهای نهانی،
از لب باد وزنده،
رازهای زندگانی

هر چه می دیدم در آنجا
بود دلکش، بود زیبا؛
شاد بودم
می سرودم
“روز، ای روز دلارا!
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا؛
ورنه بودی زشت و بیجان.

این درختان،
با همه سبزی و خوبی
گو چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان؟

روز، ای روز دلارا!
گر دلارایی ست، از خورشید باشد.
ای درخت سبز و زیبا!
هر چه زیبایی ست از خورشید باشد.”

اندک اندک، رفته رفته، ابر ها گشتند چیره.
آسمان گردید تیره،
بسته شد رخساره ی خورشید رخشان
ریخت باران، ریخت باران.

جنگل از باد گریزان
چرخ ها می زد چو دریا
دانه ها ی [ گرد] باران
پهن میگشتند هر جا.

برق چون شمشیر بران
پاره میکرد ابر ها را
تندر دیوانه غران
مشت میزد ابر ها را.

روی برکه مرغ آبی،
از میانه، از کرانه،
با شتابی چرخ میزد بی شماره.

گیسوی سیمین مه را
شانه میزد دست باران
باد ها، با فوت، خوانا
می نمودندش پریشان.

سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا.

بس دلارا بود جنگل،
به، چه زیبا بود جنگل!
بس فسانه، بس ترانه،
بس ترانه، بس فسانه.

بس گوارا بود باران
به، چه زیبا بود باران!
می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی، پند های آسمانی؛

“بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا،
زندگانی – خواه تیره، خواه روشن -
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا.”

[ یکشنبه بیستم مهر 1393 ] [ 11:50 ] [ محمدرضا ]
صد دانه یاقوت دسته به دسته

با نظم وترتیب یک جا نشسته

هردانه ای هست خوش رنگ ورخشان

قلب سفیدی در سینه ی آن

یاقوت ها راپیچیده با هم در پوششی نرم پروردگارم

هم ترش و شیرین هم آب دار است

سرخ است و زیبا نامش انار است

[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ 17:59 ] [ محمدرضا ]
آقا ما رو یادتون نره دعا کنید یا اباالقاسم هرجا هستید ما رو هم یاد کنید مارو هم دعاکنید گدا جز گدایی کاری بلد نیست بکنه به زیارت امین الله قسمتون میدم این دفعه دو نفره دعمون کنید برا بچه هامونم دعا کنید آقا برا شغلم دعا کنید برا زندگیم دعا کنید برای همه چی دعاکنید ببرا اون چیزایی که نمی دونم دعا کنید برای اینکه خدا ببخشتمون پدر ومادر وهمسرمو (فرزانه رو) بچه هامو خودمو خواهرمو ببخشه شما خودتون ببخشید دعامون کنید برا اینکه آقا امام رضا بطلبه عرفه امسال و هر سال پیش خودش باشیم دو نفره یا بیشتر دعا کنید برای اینکه یا کریم نشم کفتر جلد حرم بشم دعا کنید ذکر لبم یا کریم یا رب باشه نه یا کریم دعا کنید برا اینکه دو نفره قربون شما امام رضا بریم دعاکنید

[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 13:49 ] [ محمدرضا ]
تا قبل از ظهر وقت داشتم تا بگویم نوکرم به خدایی خدای یگانه شهادت میدهم وشهادت میدهم به پیامبری حضرت محمد و شهادت میدهم به ولایت و حجیت علی واولاد علی و عصمت بانوی عالمین حضرت فاطمه ی زهرا وسلام میدهم با نهایت خضوع به امام باقرالعلوم حضرت امام باقر وسلام می دهم با نهایت خضوع به بقیه الله روحی وقلبی و جسمی فدا

[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 11:49 ] [ محمدرضا ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

چترها را بايد بست‌.
زير باران بايد رفت‌.
فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت‌.
دوست را، زير باران بايد ديد.
عشق را، زير باران بايد جست‌.....



توی این دنیای شلوغ
که همه ی آدم ها سرشون زیر لاک خودشو نه
من آروم سرم رو بیرون آوردم
و دیدم آسمان آبی رو خورشید تابون رو
دنیای خیلی قشنکیه
اما یه مشکل داره اون هم ابر روی خورشید ماست
حالا بیاین همه باهم دعا کنیم
ابره زودی بره کنار














یک دعای زیباbeautiful prayer

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد
خدا فرمود : خودت باید آن ها را ترک کنی
I asked god to take away my habit
God said no it is not for me to take a way , but for you to give it up
از او در خواست کردم دوست معلولم را شفا دهد
فرمود :لازم نیست روحش سالم است جسم هم که موقت است
I asked god to make my handicapped friend whole
God said no, his spirit is whole , his body is only temporary.
از او خواستم لا اقلبه من صبر عطا کند
فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است عطا کردنی نیست آموختنی است
I asked god to grant me patience.
God said no, patience is a byproduct of tribulation .it is not granted ,it is learned.
گفتم مرا خوشبخت کن
فرمود نعمت از من خوشبخت شدن از تو
I asked god to give me happiness.
God said no , I give you blessings ; happiness is up to you.
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند
فرمود : رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک ترت می کند .
I asked god to spare me pain .
God said ,no suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me.
از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم.
فرمود :برای این کار من به تو زندگی داده ام .
I asked god for all things that I might enjoy life.
God said no, I will give you life , so that you may enjoy all things.
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست بدارم .
خدا فرمود : آها بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد !
I asked god to help me love others , as much as he loves me.
God said: Ahah finally you have the idea.












منتظر
يكى از القاب حضرت مهدى‏عليه السلام «منتظَر» است؛ كه در روايات فراوانى به آن اشاره شده است. حضرت مهدى‏عليه السلام هر چند خود همانند ديگر انسان‏ها، منتظر است كه روزى فرا رسد و اراده خداوند متعال به برپايى حاكميت جهانى عدل و قسط تعلق گيرد؛ اما تنها كسى است كه انتظار ظهورش كشيده مى‏شود؛ از آن رو «منتظَر» نيز ناميده شده است.
از امام جوادعليه السلام سؤال شد: اى فرزند رسول خدا! [مهدى‏]، به چه دليلى منتَظَر ناميده شده است؟ فرمود: «لِاَنَّ لَهُ غَيبَةً يَكْثُرُ اَيّامُها وَيَطُولُ اَمَدُها فَيَنتَظِرُ خُرُوجَهُ المُخلِصُونَ وَيُنكِرُهُ المُرْتابُونَ...»(925)؛ «به اين علت كه براى حضرت مهدى‏عليه السلام غيبتى است كه روزهايش زياد مى‏شود، و مدتش بسيار طول مى‏كشد، پس مخلصان انتظار ظهورش را مى‏كشند و شكاكان او را منكر خواهند شد...».
زرارة بن اعين نيز مى‏گويد: از امام صادق‏عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود: «اِنَّ لِلْقائِمِ غَيْبَةً قَبْلَ اَنْ يَقُومَ، قُلتُ لَهُ: وَلِمَ؟ قالَ يَخافُ - و اَوْمأَ بِيَدِهِ اِلى بَطْنِهِ - ثُمّ قالَ: يا زُرارَةُ وَهُوَ المُنتَظَرُ الَّذي‏ يَشُكُّ النَّاسُ فِي وِلادَتِهِ...»(926)؛ «به درستى كه براى قائم پيش از آنكه قيام كند غيبتى است، عرض كردم: قربانت شوم! براى چه؟ فرمود: مى‏ترسد - و به شكم و گردن خود اشاره كرد - سپس فرمود: او است منتظرى كه مردم در تولدش شك كنند...».










منتظر
درفرهنگ مهدويّت «منتظِر»به‏انسانى گفته مى‏شود كه با تمام وجود، در انتظار آمدن آخرين حجّت الهى به سر مى‏برد.
در روايات معصومين‏عليهم السلام به منتظر از دو بعد توجه شده است: ابتدا وظايف او مورد توجه قرار گرفته آن گاه در برخى روايات، به فضايل و برترى‏هاى او اشاره شده است.

پاره‏اى از وظايف منتظران:
1 . صبر بر سختى‏ها
امام حسين بن على‏عليه السلام فرمود: «اَما اِنَّ الصَّابِرَ فِي غَيبَتِهِ عَلَى الاَذى‏ وَالتَّكْذِيبِ بِمَنزِلَةِ المُجاهِدِ بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَىْ رَسُولِ اللَّهِ‏صلى الله عليه وآله»؛ «... اما صبر كننده بر اذيّت و تكذيب در غيبت او، بسان مجاهدى است كه با شمشير در ركاب پيامبر اكرم با دشمنان مبارزه كند».(908)

2 . دست‏گيرى از ضعفا و فقيران‏
امام باقرعليه السلام فرمود: «لِيُعِنْ قَويُكُم ضَعيفَكُم وَلْيَعْطِفْ غَنِيُّكُمْ عَلى فَقيرِكُمْ وَلْيَنْصَحْ اَلرَّجُلُ اَخاهُ النَّصيحَةَ لِنَفْسِهِ وَاُكْتُمُوا اَسْرارَنا... وَاِذا كُنتُم كَما اَوْصَيْناكُمْ لَمْ تَعْدُوا اِلى غَيْرِهِ فَماتَ مِنكُم قَبْلَ اَنْ يَخْرُجَ قائِمُنا كانَ شَهيداً...»(909)؛ «هر آينه كمك نمايد قوى شما ضعيفتان را و عطوفت نمايد ثروتمندتان بر فقيرتان و خيرخواهى نمايد فرد براى برادر دينى خود... پس اگر شخص در اين حال از دنيا رفت قبل از آنكه قائم ظهور نمايد، شهيد از دنيا رفته است».

3 . پايدارى بر حبّ اهل بيت‏عليهم السلام‏
پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: «... وَلَيَكُونَنَّ في آخِرِ الزَّمانِ قَومٌ يَتَوَّلَوْنَكَ يا عَلىُّ يَشْنَأُهُمْ اَلنَّاسُ وَلَوْ اَحَبَّهُمْ كانَ خَيْراً لَهُمْ لَوْ كانُوا يَعلَمُون يُؤثِرُونَكَ وَ وُلْدَكَ عَلَى الآباءِ وَالاُمَّهاتِ وَالاِخْوَةِ وَالاَخَواتِ وَعَلى‏ عَشائِرِهِم وَالقُرُباتِ صَلواتُ اللّهِ عَلَيهِمْ اَفْضَلَ الصَّلَواتِ اُولئِكَ يُحْشَرُونَ تَحتَ لِواءِ الحَمدِ يُتَجاوَزُ عَن سَيِّئاتِهِمْ وَيُرْفَعُ دَرَجاتُهُمْ جَزاءً بِما كانُوا يَعمَلُون»(910)؛ «اى على! هر آينه در آخِرُالزّمان گروهى خواهند بود كه به جرم دوست داشتن تو، مورد سرزنش مردمان قرار مى‏گيرند... تو را و فرزندان تو را بر پدران،مادران، برادران وخواهران خودترجيح مى‏دهند و بر عشيره و نزديكان خود. پس بهترين صلوات‏هاى خداوند بر آنها باد! آنان فرداى قيامت، زير لواى حمد محشور خواهند شد».

4 . دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان حضرت مهدى‏عليه السلام‏
امام باقرعليه السلام از رسول خداصلى الله عليه وآله روايت كند كه فرمود: «طُوبى لِمَنْ اَدْرَكَ قائِمَ اَهْلِ بَيتي وَهُوَ يأتَمُّ بِهِ في غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيامِهِ وَيَتَوَلّى‏ اَوْلِياءَهُ وَيُعادِى اَعْداءَهُ، ذلِكَ مِنْ رُفَقايي وَ ذَوِي مَوَدَّتي وَاَكْرَمُ اُمَّتي عَلَىَ‏يَوْمَ‏القِيامَةِ»؛ «خوشا بر احوال كسى‏كه قائم‏اهل‏بيت مرا درك‏كرده و در غيبت و پيش از قيامش پيرو او باشد، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد، چنين كسى در روز قيامت از رفقا و دوستان من و گرامى‏ترين امت من خواهد بود».(911)

5 . دعا براى فرج حضرت مهدى‏عليه السلام‏
خود آن حضرت در بخشى از توقيع شريف فرمود: «وَاَكثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَجِ»(912)؛ «وبراى تعجيل‏فرج‏بسياردعاكنيد».
6 . پرهيزگارى و تقواى الهى‏
امام صادق‏عليه السلام فرمود: «همانا براى صاحب‏الامر غيبتى‏هست، پس بنده تقواى الهى پيشه نمايد و به دين او چنگ زند».(913)

7 . پيروى از دستورات ائمه‏عليهم السلام‏
امام صادق‏عليه السلام در جواب كسى كه گفت: شنيده‏ايم كه صاحب الامر غايب خواهد شد پس چه كنيم؟ فرمود: «چنگ بزنيد به آنچه [از ائمه قبل‏] در دستتان است تا اينكه امر بر شما آشكار گردد».(914)

8 . انتظار شبانه روزى‏
امام صادق‏عليه السلام فرمود: «... وَانتَظِرِ الفَرَجَ صَباحاً وَمَساءً»؛ «و صبح و شام منتظر فرج باش».(915)
9 . شناخت امام‏عليه السلام‏
امام صادق‏عليه السلام فرمود: «اى فضيل! امام خود را بشناس كه اگر امام خود را شناختى، دير و زود اين امر آسيبى به تو نخواهد رسيد...».(916)

10 . خواندن دعا
از امام صادق‏عليه السلام منقول است كه اين دعا در دوران غيبت خوانده شود: «اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني‏ نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِفْ نَبيَّكَ اَللّهُمَ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفني رَسُولَكَ لَمْ اَعرِف حُجَّتَكَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنى‏ حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى‏ حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى».(917) البته اين دعا به گونه‏اى ديگر نيز روايت شده است.(918)
امکانات وب